ادعایی که تجمع کنندگان از آن با عنوان هتک حرمت دانشجویان دختر و با کمال تاسف در برخی سایت های دیگر با عنوان رابطه نامشروع و غیره از آن یاد می شود بر می گردد به دو ماجرایی که چند ماه قبل و قبل از عید درآن دانشگاه اتفاق افتاده و حتما بر اساس مصالح و برنامه ریزی های اربابان دانشجو نمایان فعال در تشکل منحله انجمن اسلامی دانشگاه سهند به بعد از عید و خوشی آب و هوا و نزدیکی به اول خرداد ماه و تیرماه بدلیل حساسیت این ماه ها موکول شده است بدین قرار بوده است که حدود سه چهار ماه پیش(به تاریخ توجه کنید) یعنی قبل از عید دانشجویه دختری سوار بر اتوبوسی از اتوبوس های دانشگاه می گردد که خالی از مسافر بوده و فقط راننده در آن حضور داشته است و با نشستن در چهار پایه نزدیک راننده شروع به صحبت و شوخی های نا متعارف با راننده می نماید که نامبرده متقابلا با رفتار غیر عادی و زننده راننده مواجه می گردد که البته با گزارش این ماجرا به مسئولین دانشگاه و اخراج راننده خاطی و اصرار دانشجوی شاکی بر محرمانه ماندن ماجرا برای جلوگیری از آبروریزی مسئولان دانشگاه علت اخراج راننده و اصل ماجرا را آشکار نمی سازند و اشد مجازات را برای فرد خاطی در نظر می گیرند و به دانشجوی دختر نیز در خصوص رفتار ناشایستش تذكر مي دهند.
ماجرای دوم نیز بر این قرار بوده که دانشجویی دختر با مراجعه به کارمند آموزش رشته خویش خواستار امحا برگ مشروطی خویش در پرونده خود و عدم ارسال آن به خانواده اش می گردد که وقتی با عدم تمکین کارمند مذکور مواجه می گردد با تهدید بر اینکه وی را مورده تهمت قرار داده و آبرویش را خواهد برد سعی در اجرای خواسته غیر قانونی خویش می گردد که ره به جایی نبرده و به عملی کردن تهدید خویش روی می آورد.در ابتدا وقتی دانشجویان غیور و غافل از اصل ماجرا فریفته اظهارات دانشجوی افترا زن مواجه می شوند با تجمع خویش خواستار رسیدگی به موضوع می شوند ولی سپس با ورود اعضای تشکل منحله انجمن به اصطلاح اسلامی که خود آنان نیز بنابر بیانیه صادره در روز های اخیر با دو نیت به صحنه گردانی می پردازند،آن عده از دانشجویان اولیه تجمع کننده از صحنه کنار رفته و با آگاهی از نیات شوم چند نفره مغرض آنان را در این نمایش خیمه شب بازی تنها می گذارند و در این چند روز نیز با به سخره گرفتن رفتار آنان اعتراض خویش را به آنان می نمایانند.و اما آن دو نیتی که سخن از آن به میان رفت یکی ملغی نمودن حکم صادره در مورده آقای پیمان انجیدی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه سهند که درآن وی بدلیل در گیر شدن با یکی از استاد های دانشگاه آن هم بر سره نمره رفیقه اش (دوست دختر!) به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود می باشد و دیگری هم بدلایل سیاسی و رقابت های عده ای از دورن و بیرون دانشگاه که خواستار استعفای دو مدیر و معاون دانشگاه که از جناح سیاسی آنان نبوده هستند و این خواسته خویش را بوسیله عمله های دانشجو نمای خویش انجام می دهند کما اینکه معاون سابق سیاسی(ک.ع) استانداری آذربایجان که رئیس حزب مشارکت استان آذربایجان شرقی نیز عضو هیات علمی این دانشگاه بوده و دانشگاه سهند از لحاظ رقابت اساتید برای تصدی پست های دانشگاهی جزء سیاسی ترین دانشگاه های تبریز به شمار می رود و اما دلایل مدعا های فوق الذکر پنج بند در خواست های متحصنین می باشد که قبلا منتشر گشته است.
نکاتی که پیرامون این نمایش مضحک قابل ذکر است این که قاطبه دانشجویان این دانشگاه بر خلاف ادعای وبلاگ های زنجیره ای هیچ وقعی بر رفتار های این عده قلیل نمی نهند و حتی آنان را مخل نظم عمومی دانشگاه می دانند کما اینکه اساتید دانشگاه نیز با ارسال نامه به ریاست دانشگاه خواستار برخورد قاطع با این عده قلیل هستند و ادامه تدریس در دانشگاه سهند را موکول به برخورد سریع و قاطع با متخلفان کرده اند و کارمندان دانشگاه نیز با تنظیم شکوائیه ای مفصل و تقدیم آن به دادگستری تبریز خواستار اعاده حیثیت خویش و برخورده قاطع با فرصت طلبان گشته اند.
بدیهی است دیر یا زود این قائله نیز با شناسایی عوامل اصلی وانگشت شمار آن به پایان خواهد رسید ولی تا کی ما باید شاهد توهین به شعور قاطبه دانشجویان در دانشگاه های سرار کشور باشیم که عدهای با احمق فرض کردن آنان و با طرح خواسته های برحق صنفی آنان در مرحله اول سعی در رسیدن به اهداف شوم خویش هستند؟آیا تابحال از خود سوال کرده ایم چرا این گونه رفتار ها و تجمعات با پوشش وسیع و البته غیر واقع تعدادی رسانه محدود به این صورت شانتاژ می گردد و همیشه با سستی و عدم جدیت مسئولین امر در شناساندن عاملان این خیمه شب بازی ها به دانشجویان و مردم فهیم همه ساله در این ایام شاهد تکرار سریال نخ نما شده تحصن و تجمع هستیم؟واقعا چرا؟